°O°(♥‿♥)شمـــــــیم عشــــق(♥‿♥)°ºO

اینده کتابیست که امروز می نویسیش پس چیزی بنویس که فردا از خواندن ان لذت ببری

چهار راه ......

هیچ چیزم شبیه کودکان کار نیست...

نه سیاستشان را دارم ...

ونه می توانم چشمهای پر محبتت را لحظه ای به اسم خود کنم!

ولی با تمام این ها.....

سال هاست سرچهار راه پیراهنت بساط کرده ام و تو ....

هر روز او با یک پیراهن چهارخانه بی تفاوت از کنار گل های دامن من رد می شوی...

هیچ چیزم شبیه کودکان کار نیست ...

مثلا همین امروز که مطابق همیشه دخترک ها سر چهارراه جلویت را گرفته بودند و تو از شان گل خریدی..

من بی عرضه فقط گلهای دامنم را با اشک شستم و دوباره عطر زدم لای گلبرگهای غم زده شان ...

فردا هم روزیست...!

شاید همین فردا...خودم جلویت را گرفتم  و به اندازه ی خریدن گل ...سیر تماشایت کردم!

نمی دانم.....

نمی دانم.....

فقط خدا کند معشوقه ی این روزهایت فردا هم گل دوست داشته باشد....

 

 

    ستوده غلامی   


[ چهارشنبه 13 تیر 1397 ] [ 16:07 ] [ shamimeshgh_m ] [ ارسال نظر(0) ]